پرهامپرهام، تا این لحظه: 13 سال و 9 ماه و 29 روز سن داره
رهامرهام، تا این لحظه: 5 سال و 11 ماه و 24 روز سن داره
بابا محسنبابا محسن، تا این لحظه: 39 سال و 6 ماه و 2 روز سن داره
مامان ریحانهمامان ریحانه، تا این لحظه: 38 سال و 8 ماه و 26 روز سن داره

پرهام و رهام

تولد مامان ریحانه

    و امروز دوباره متولد می شوم و شمع ها و ستاره هائی که به میهمانی آمده اند و شکوفه هائی که دوباره خواهند شکفت و عطری که نصیب پروانه هاست و تنها پرهام و محسنم میتوانند سهم من از تمام زندگی باشد وبهترین هدیه از طرف خدایم تا ابد تولدم مبارک عاشقتونم بدون شما من ...     در زندگی مهم نیست به کجا میروی مهم آنست که با چه کسی سفر میکنی       ...
3 بهمن 1393

تولد دوسالگی وشب یلدا

  پرهاااااامم نگاهت زیباتر از خورشید ، دلت پاک تر از آسمان و صدایت آرام تر از نسیم بهار  . . . تولد آسمانیت مبارک گلکم   پرهامم رویت مثل گل هندونه ، خنده هایت مثل قاچ هندونه ، روزگارت مثل پوست هندونه ، جیبت هم پراز تخم هندونه یلدات مبارک گل پسرم     عزیز کوچولوی مامان امسال هم نشد تولدت در شب یلدا ,بهترین شب زندگی من وبابایی واست بگیریم آخه امسال شب یلدا و 28 صفر باهم تداخل پیدا کرده,انشااله و به امیدخدا تولدت 11 دی برگذار میکنیم قربونت برم و بجاش سال دیگه شب تولد زمستون(شب یلدا)و شب تولد پرهام گلمون یه جا میگیریم و حالش میب...
30 آذر 1393

اولین عکس 3/4

  الهی مامان قربون جفت چشمای خوشگلت بشه چندروز پیش تو رو به عکاسی بردم و اولین عکس 3/4  واسه ی پای دفترچه بیمت گرفتم     نمیدانـــــم چشمانتـــــ بـــا مـــن چــه میکنــــد. . . فقطـــ وقتــــی کــــه نگاهــــم میکنــــی؛ چنــــان دلـــم از شیطنتـــــ نگاهتــــ میلــــرزد،،، کــــه حس میکنــــم: چقـــــدر زیباستــــــ . . فـــــدا شـــدن؛؛ بـــــرای چشــمهایــــی کـــه تمـــــام دنیـــــاستــــــ . . . .     اینم عکس دفترچه ی بیمت امیدوارم همیشه برگه های دفترچت خالی از خط و مهر دکتر باشه       اي...
28 آبان 1393

سلام روزهای قشنگ تر زندگی

  پرهام عزیزم پسرم پرهامم بهترین هدیه ی خدایم عزیزم، عشقم، نازنین فرزندم وقتی که دفتر خاطرات بیست و دو ماه عاشقی با تو رو ورق می زنم به جز زیبایی، عشق، مهر و محبت، خوبی و آرامش در تو چیز دیگری ندیدم فراز و نشیبها زیاد بود. اشک ها و لبخندها نیز با هم گذشت اما داشتن فرزندی چون تو برایم همه چیز را دلنشین کرد و سختیها و مشقتهای این راه رو برایم کمرنگ و هموار کرد. تمام روزهایم به عشق وجود تو می گذرد هر روز صبح  چشمهایم را به عشق دیدن تو باز می کنم روزم را با تو شروع می کنم با تو صبحانه می خورم با تو بازی می کنم با تو  با...
22 آبان 1393

خداحافظ شیر مادر

پرهامم تو از بس برای من عزیزی ! خودم را فراموش کرده ام ... عزیز قشنگم چندروز پیش تو رو به دندان پزشکی بردم و دکتر گفت باید تورو از شیر بگیرم آخه دندونای قشنگت دارن آسیب میبینن .نمیدونی دنیا رو سرم خراب شد .تو راه برگشت به خانه دیگه بهت شیر ندادم و گل پسرم هم با وجود وابستگی زیاااد خیلی اذیت شد امروز سه روزه که دیگه از شیرمادر خبری نیست بماند که چقدر اذیت شدی قربونت برم,اما کم کم داری عادت میکنی قشنگم قربونت برم من که داری مرد میشی قشنگم😍 خداروشکر خداروشکر که گذشت این روزهای سخت😍💃 ...
2 آبان 1393

اولین خواب پدرو پسر

قندو عسل مامانی امروز اولین بار بود که دور از من ,در بغل بابایی خوابیدی بابایی میگفت نزدیک دوسال هست که انتظار همچین روزی میکشیده وحسابی ذوق زده شده بود   این همه شتاب چرخه ی گردون بهت زده ام میکند......... انگار این بار ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند،درکار با سرعتی بیشتر از نور که نگذارند من طعم گس و بینظیر این دقایق را تا عمق عمق وجودم بچشم تا ودیعه نگاه دارم برای فرداهای دورتر ...... تا یادم بماند تمام لذت های بکر تکرار ناشدنی را . میدانم به زودی دلم برای در آغوشم خوابیدنت تنگ میشود مثل این روزهایم که تنگ است برای آن روزهای نوزادی ات .   ...
27 مهر 1393

روز جهانی کودک

  پرهام عزیزم کودک قشنگ و مهربونم روزت مبارک تا الان کارتون هایی که خیلی مورد علاقه ات هستن پینگو   و  موش وگربه هست     الهی دورت بگردم که هر وقت این دوتا کارتون شروع میشه هر جا که باشی بدو بدو میای روی مبل جلوی تلویزیون میخوابی و کلی ذوق میکنی و به وجد میای تازه هر وقت تام و جری خراب کاری میکنن تو هم تند تند نُچ نُچ میکنی هر وقت هم تموم میشه دوتا دستای تپل مپلت و بالا میاری و میگی نییی (نیست)     برای خوشبخت بودن، فرش قرمز لازم نیست ! نیازی به فریاد حوادث نیست . . . برای خوشبخت بودن، آغوش گرم...
20 مهر 1393

دستان کوچکت

  پرهام عزیزم دستهایت... به من گرمی عشق و آرامش میدهد عزیزدلم پسر کوچولوی شیرین زبونم اگر ساعتها و روزها به دستهایت نگاه کنم باز هم از دیدنش سیر نمیشوم وقتی به جزئیات دستهایت نگاه می کنم درآن عظمت و بزرگی خدای مهربان را می بینم خدایا تو چه نقاشی هستی؟ چه می کنی؟  آخر چه کسی میتواند جز تو حتی یک بند آنرا درست کند؟ خدایا تو را سپاس می گویم به خاطر این همه بزرگی . دستهایت خیلی قشنگ است. پر از مهر است پر از شور است پر از پاکی ست. دستهایت بوی پاکی می دهد دستهایت بوی سادگی و صداقت می دهد دستهای کوچک و مهربانت را وقتی  د...
13 مهر 1393
21287 2 16 ادامه مطلب

دندون 15 و16

سهم من از دنیا پسر کوچکی ست به بزرگی تمامی عشقهای دنیا چقدر آرامم پرهامم که تو هستی که کنارمی و همیشه در قلب منی به معصومیت کودکانه ات قسم که بیشتر از هر مادر دیگری عاشقت هستم دغدغه ی هر روز من بودن توست نفس کشیدنت...... ایستادنت ..... خندیدنت...... راه رفتنت..... لحظه به لحظه کنارم قد میکشی و بزرگ میشوی.... پسرکم،عزیزم میخواهم آغوشم مادرانه ترین آغوش دنیا باشد برای تو ... میخواهم به تو یاد بدهم کلمه کلمه عشق را ، زندگی را مادر بودن شیرین است...آنقدر که حتی فکر کردن به نوازش صورت پاک و معصومت مرا میبرد تا اوج..... پرهامم دوباره...
10 مهر 1393